تبليغاتX
سرزمین مجازی

سرزمین مجازی

محمدرضا خاوری و محمد رفیعی

اهداف انسان نیز مثل خود او موجوداتی زنده هستند، می بینند و می شنوند و برای همین است که خود را از انسان های تنبل و زیاده خواه دور کرده و به انسان های سختکوش و پر تلاش نزدیک می کنند. فرصت ها همیشه به سراغ انسان های با لیاقت می روند. موفقیت ها دوست دارند به دست افرادی برسند که واقعاً برای رسیدن به آن تلاش کرده اند.
انسان از همان اولین روزهاباید برای رسیدن به هدف تلاش کند.
ممکن است شما این حقیقت را انکار کنید و بگویید که انسان در سال های اولیه عمر خود از توانایی کافی برای رسیدن به هدف برخوردار نیست، ولی هدف از بیان این مطلب این است که کسی که می خواهد به هدفی در زندگی برسد باید از همان ابتدا اهداف خود را مشخص کرده و برای رسیدن به آنها برنامه ریزی کند.

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت1:29توسط محمد رفیعی | |

و شیطان گفت

(چون کار تمام شود)

همانا خداوند به شما وعده ی حق داد

و من هم به شما وعده دادم

و خلاف آن عمل کردم

مرا بر شما هیچ تسلطی نبود

جز اینکه شما را دعوت کردم

و شما مرا پاسخ دادید

پس مرا سرزنش نکنید

و خود را سرزنش کنید

نه من فریادرس شمایم

و نه شما فریادرس من

من به این که شما مرا شریک

می گرفتید از قبل کافر بودم.

به راستی برای ظالمان عذاب دردناکی است.

+نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت0:54توسط محمد رفیعی | |

سلام ای غروب غریبانه ی دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن

خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه

خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دلهای خسته

تو را می سپارم به مینای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رویای فردا

به شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد

خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه

+نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت0:47توسط محمد رفیعی | |

 افراد خلاق داراي مشخصه هاي زير هستند:

۱) به وضع موجود رضايت نمي دهند و طالب تغيير هستند.

۲) در دوران بچگي در محيطي با غناي فرهنگي، پرورش يافته اند.

۳)در كار انديشيدن تاجايي كه ممكن است، از قالب و چارچوب مي گريزند.

۴) اضطراب و دلواپسي شان در كمترين حد است.

 ۵) استقلال نظر و پويايي بالايي دارند.

۶) استبداد رأي در آنها در كمترين حد ممكن است.

۷) موضع گيري آنها ناظر بر بازدهي بيشتر است.

۸) تكانه ها و اميال دروني شان با تأكيد و تصديق بيشتر مواجه مي شوند.

 ۹) ميزان درگيري ها و تعارضات دروني شان در سطح متعادلي قرار دارد.

به نظر مي آيد كه ويژگي هاي ياد شده، اين حكم را كه هر كسي سهمي از قوه خلاقيت دارد، نقض مي كند. ولي در واقع چنين نيست، چون ويژگيهاي ياد شده فقط انسانهايي را وصف مي كنند كه از قوه خلاقيت بسيار بالايي برخوردارند. تحقيقات انجام شده، نشان مي دهد كه انسان هاي بسيار خلاق، با كساني كه داراي قوه خلاقيت متوسط يا كم هستند، تفاوت دارند. «كروپ لي» مي گويد: «انسان خلاق در فعاليتهاي فكري خود نرمش و انعطاف پذيري خاصي دارد. او خود را پايبند حفظ و نگهداري وضع موجود كه مطابق با نظر وي نيز هست، نمي كند و پيوسته آماده و مستعد آن است در نظراتش تجديد نظر كند و اما به عكس، آن كسي كه انديشه خود را مطلق مي انگارد، اعتقاد آتشين به منطقي و صادق بودن نظراتش درباره جهان دارد. او نه، مي خواهد و نه، مي تواند مواضع فكري خود را با اوضاع دائم التغيير متناسب كند و محكم به آنچه «به گمان او» درست است، مي چسبد. چنين شخصي بر خلاف افراد خلاق، انعطاف پذيري فكري ندارد و بسيار قالبي و كليشه اي عمل مي كند.

+نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت2:10توسط محمد رفیعی | |

سلام...بی مقدمه می خوام بخش جدید چشمه ی مهتابو بهتون معرفی کنم...

((ناشناس))

این بخش می خواد اطلاعاتی رو در زمینه ی روانشناسی و ویژگی انسان ها در اختیار شما قرار بده...اطلاعاتی که می تونه خیلی جاها به کمک آدم بیاد...امیدوارم مفید باشه.

در پست اولم سعی کردم مطالبی راجع به آدمای خلاق بگم...حتما بخونید.

+نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت2:4توسط محمد رفیعی | |

سلام...میشه الآن حدس زد کسایی که واسه اولین بار یا شاید چندمین بار وارد چشمه ی مهتاب میشن چی فکر می کنن...

چرا...؟

حق دارن...ولی می خواستم این پست شروعی باشه برای اتفاقی مهم...اتفاقی که میتونه همه ی این چراهارو(!) از بین ببره...اگه تونستید تو روزهای آینده یه سری بزنید...حدس می زنم خوشتون بیاد...خداحافظ.  

 

 

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت3:20توسط محمد رفیعی | |

علاوه بر این از زمره کسانی باشد که گرویده یکدیگر را به شکیبایی و مهربانی سفارش کرده اند(۱۷)

اینانند خجستگان(۱۸)

و کسانی که به انکار نشانه های ما پرداخته اند آنانند ناخجستگان شوم(۱۹)

بر آنان آتشی سرپوشیده احاطه دارد(۲۰)

 

+نوشته شده در جمعه بیستم دی 1387ساعت2:11توسط محمد رفیعی | |

گفتم ببخشید چون این روزا انقدر وقت کم میارم که نمیتونم جوابی در خور محبت های شما بدماز طرفی تسلیت واسه این روز و شبایی می گم که همه جا غرق غم و اندوهه که خوب میدونیم این چه غم و اندوهه بزرگیه.(التماس نگاه)

+نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت2:47توسط محمد رفیعی | |

رنگي كنار شب
بي حرف مرده است.
مرغي سياه آمده از راههاي دور
مي خواند از بلندي بام شب شكست.
سرمست فتح آمده از راه
اين مرغ غم پرست.

در اين شكست رنگ
از هم گسسته رشته هر آهنگ.
تنها صداي مرغك بي باك
گوش سكوت ساده مي آرايد
با گوشوار پژواك.

مرغ سياه آمده از راههاي دور
بنشسته روي بام بلند شب شكست
چون سنگ ، بي تكان.
لغزانده چشم را
بر شكل هاي درهم پندارش.
خوابي شگفت مي دهد آزارش:
گل هاي رنگ سر زده از خاك هاي شب.
در جاده هاي عطر
پاي نسيم مانده ز رفتار.
هر دم پي فريبي ، اين مرغ غم پرست
نقشي كشد به ياري منقار.

بندي گسسته است.
خوابي شكسته است.
روياي سرزمين
افسانه شكفتن گل هاي رنگ را
از ياد برده است.
بي حرف بايد از خم اين ره عبور كرد:
رنگي كنار اين شب بي مرز مرده است.

+نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت2:20توسط محمد رفیعی | |

از خانه بدر ، از كوچه برون، تنهايي ما سوي خدا مي رفت.
در جاده ، درختان سبز، گل ها وا، شيطان نگران: انديشه رها
مي رفت.
خار آمد، و بيابان ، و سراب.
كوه آمد و ، خواب.
آواز پري : مرغي به هوا مي رفت؟
- ني ، همزاد گياهي بود، از پيش گيا مي رفت.
شب مي شد و روز.
جايي، شيطان نگران: تنهايي ما مي رفت.

+نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت2:10توسط محمد رفیعی | |